داستان کامل همه بازیهای مافیا (Mafia) | از 2002 تا 2025

به اشتراک گذاری پست

سری بازیهای Mafia با روایتهای سینمایی، شخصیتپردازی عمیق و بازسازی دقیق دورههای تاریخی، جایگاه ویژهای در میان عناوین ژانر جنایی به دست آورده است. این مجموعه، از خیابانهای لاست هون در دهه 1930 تا شهر سن سلسته در سیسیل 1900، بازیکنان را به دنیایی پر از وفاداری، خیانت، انتقام و تراژدی میبرد. هر نسخه، از Mafia (2002) تا Mafia: The Old Country (2025)، داستانی مستقل اما بههمپیوسته ارائه میدهد که با الهام از فیلمهای مافیایی کلاسیک مانند پدرخوانده و رفقای خوب، تجربهای احساسی و بهیادماندنی خلق کردهاند. در این مقاله قصد داریم، داستان تمام نسخههای اصلی، بستههای الحاقی (DLC)، ریمیکها و ریمسترها را با جزئیات کامل، از جمله تمام پایانبندیها و مسیرهای داستانی، بررسی کنیم تا طرفداران سری مافیا و علاقهمندان به روایتهای جنایی بتوانند تمام پیچوخمهای این داستانها و ارتباط آنها با یکدیگر را بهتر درک کنند. من شما را به سفری در دنیای تاریک و پرهیجان مافیا دعوت میکنم.
هشدار: ادامه متن داستان تمام بازیهای Mafia را اسپویل میکند.
داستان بازی Mafia (2002)
Mafia (2002)، ساخته استودیوی Illusion Softworks و منتشرشده برای PC، پلیاستیشن 2 و ایکسباکس، بازیکنان را به شهر خیالی لاست هون در دهه 1930 میبرد، دورهای که ممنوعیت الکل و جرایم سازمانیافته در آمریکا اوج گرفته بود. این بازی داستان تامی آنجلو را روایت میکند، راننده تاکسی سادهای که بهطور اتفاقی وارد دنیای جنایی خانواده مافیایی سالیری میشود و با صعود در سلسلهمراتب این سازمان، با خیانت و تراژدی مواجه میگردد.

ورود تامی به دنیای مافیا
داستان در سال 1938 آغاز میشود، زمانی که تامی آنجلو در کافهای با کارآگاه نورمن ملاقات میکند تا داستان زندگی جنایی خود را بازگو کند. روایت به سال 1930 بازمیگردد، زمانی که تامی، راننده تاکسی فقیر، در حال کار در خیابانهای لاست هون است. یک شب، او بهطور اتفاقی با سم تراپانی و پائولی لومباردو، دو عضو خانواده سالیری، برخورد میکند که پس از درگیری با افراد خانواده رقیب موریلو، از او میخواهند آنها را با تاکسیاش فراری دهد. مهارت رانندگی تامی توجه دون سالیری، رئیس خانواده، را جلب میکند. سالیری، که تحت تأثیر شجاعت و توانایی تامی قرار گرفته، به او پیشنهاد میدهد به سازمانش بپیوندد.
تامی، که از فقر و زندگی دشوارش خسته شده، این پیشنهاد را میپذیرد و وارد دنیای مافیا میشود. ماموریتهای اولیه او شامل وظایف سادهای مانند جمعآوری حقالحساب از مغازهها، محافظت از بارهای سالیری و تحویل محمولههای قاچاق است. برای مثال، در یکی از ماموریتهای اولیه، تامی باید چند ماشین متعلق به موریلو را در پارکینگ تخریب کند تا پیامی برای رقیب ارسال شود. این ماموریتها با فضای پرتنش و موسیقی جاز دهه 30، حس حضور در یک فیلم گنگستری را منتقل میکنند.
شخصیتهای کلیدی و روابط
- تامی آنجلو (Tommy Angelo): قهرمان داستان، مردی ساده که به دلیل شرایط اقتصادی وارد دنیای جنایت میشود. وجدانش، بهویژه در رابطه با خانوادهاش، او را به شخصیتی چندلایه تبدیل کرده است.
- دون سالیری (Don Salieri) : رئیس خانواده، با ظاهری پدرانه اما بیرحم، که تامی را بهعنوان عضوی وفادار میبیند. او با دیالوگهایی مانند «وفاداری از همهچیز مهمتر است» شخصیت پیچیدهای دارد.
- سم تراپانی (Sam Trapani ): دو ست نزدیک تامی و عض و ارشد سالیری، محتاط و وفادار، اما در نهایت به دلیل منافع شخصی به تامی خیانت میکند.
- پائولی لومباردو (Paulie Lombardo): دوست صمیمی تامی، جاهطلب و بیپروا، که طمعش به سرقت بانک منجر میشود.
- سارا (Sarah Marino) : دختر لوئیج ی، بارمن سالیری، که عاشق تامی میشود و بعداً همسرش میگردد. رابطه آنها تضادی با دنیای خشن مافیا ایجاد میکند.
- فرانک کولتی (Frank Colletti): حسابدار خانواده و دوست قدیمی سالیری، که نقش کلیدی در خیانتها دارد.
- دون موریلو (Don Morello): رئیس خانواده رقیب، که رقابتش با سالیری داستان را پیش میبرد.

ماموریتهای کل
یدی و پیشرفت داستانبا پیشرفت داستان، تامی درگیر ماموریتهای پیچیدهتری میشود. یکی از ماموریتهای کلیدی، تخریب بار مخفی موریلو در منطقه هوبوکن است، جایی که تامی و پائولی با استفاده از کوکتل مولوتوف، پایگاه دشمن را نابود میکنند. این ماموریت، که با درگیریهای مسلحانه و پرتنش همراه است، مهارتهای تامی را به نمایش میگذارد.
نقطه عطف داستان، ماموریت مسابقه اتومبیلرانی است. سالیری، برای تضعیف موریلو، تامی را وارد مسابقهای میکند که راننده موریلو قرار است در آن برنده شود. تامی، با وجود بیتجربگی، با تمرین شبانه و رانندگی پرریسک، بهطور غیرمنتظره پیروز میشود. این پیروزی، که با موسیقی حماسی و تشویق تماشاگران همراه است، جایگاه تامی را در خانواده مستحکمتر میکند. حس رانندگی در پیست خاکی، با صدای موتور ماشینهای کلاسیک و گردوغبار، هنوز هم یکی از بهیادماندنیترین لحظات بازی است.
با تشدید رقابت با موریلو، تامی در ماموریتهایی مانند سرقت سیگارهای قاچاق از انبار موریلو و انفجار کشتی تفریحی او، که حامل محمولهای ارزشمند است، شرکت میکند. این ماموریت، که در بندر لاست هون رخ میدهد، پر از لحظات اکشن و مخفیکاری است. برای مثال، نفوذ به کشتی با استفاده از تاریکی شب و انفجار محموله با مواد منفجره، که در این ماموریت هم تامی نقشی کلیدی ایفا میکند.
خیانت فرانک و نقطه اوج
یکی از لحظات کلیدی داستان، ماموریت قتل فرانک کولتی، حسابدار سالیری، است. سالیری کشف میکند که فرانک اطلاعات مالی خانواده را به پلیس داده و به تامی دستور میدهد او را در فرودگاه بکشد. تامی، که با فرانک رابطهای دوستانه دارد، در لحظه آخر تصمیم میگیرد او را آزاد کند تا به خانوادهاش در اروپا بپیوندد. این تصمیم، که از وجدان تامی ناشی میشود، بعداً عواقب سنگینی دارد، زیرا سالیری از این خیانت باخبر میشود. صحنه گفتوگوی تامی و فرانک در فرودگاه، با دیالوگهایی مانند «تو یه خانواده داری، فرانک. برو پیششون»، حس عمیقی از انسانیت در دنیای بیرحم مافیا ایجاد میکند.
در اواخر داستان، پائولی و سم، به دلیل طمع، نقشه سرقت از بانکی را میکشند که برخلاف دستورات سالیری است. تامی، که در ابتدا مردد است، به آنها میپیوندد. اما وقتی خیانتشان لو میرود، سالیری دستور قتل پائولی را میدهد. تامی در ماموریتی احساسی به آپارتمان پائولی میرود و جسد او را پیدا میکند. سپس، در یک درگیری پرتنش در موزه هنر لاست هون، تامی مجبور میشود سم را نیز بکشد. این صحنه، با موسیقی غمانگیز و دیالوگهایی مانند «چرا این کارو کردی، سم؟ ما دوست بودیم»، اوج تراژدی داستان را نشان میدهد و بازی در انتقال حس این صحنه بار دیگر موفق بیرون میآید.
پایانبندی
تامی، که از خیانتها و جنایات دنیای مافیا خسته شده، تصمیم میگیرد با کارآگاه نورمن همکاری کند. او اطلاعات کامل خانواده سالیری را لو میدهد و در ازای آن، تحت برنامه حفاظت از شاهدان قرار میگیرد. تامی با سارا و فرزندانش به حومهای آرام نقلمکان میکند و زندگی جدیدی آغاز میکند. اما در سال 1938، دو قاتل به خانهاش میآیند. در صحنهای نمادین، تامی در حیاط خانهاش، درحالیکه مشغول آب دادن به چمنهاست، توسط این قاتلان (که بعداً در Mafia II مشخص میشود ویتو اسکالتا و جو باربارو هستند) کشته میشود. دیالوگ نهایی تامی، «جهان برای آدمای خوب ساخته نشده»، چرخه بیپایان جنایت را به تصویر میکشد. این پایانبندی خطی، با موسیقی جاز غمانگیز و زاویه دوربین سینمایی که از بالا حیاط را نشان میدهد، یکی از بهیادماندنیترین لحظات سری است. پایانبندی Mafia (2002) تنها یک مسیر دارد و هیچ انتخابی برای بازیکن وجود ندارد.
داستان بازی Mafia II (2010) و نسخههای مرتبط
Mafia II، ساخته 2K Czech و منتشرشده برای PC، پلیاستیشن 3 و ایکسباکس 360، داستان ویتو اسکالتا را در شهر خیالی امپایر بی، با الهام از نیویورک دهههای 1940 و 1950، روایت میکند. این بازی با تمرکز بر زندگی مهاجران ایتالیایی، دوستی، جاهطلبی و خیانت، روایتی عمیق و احساسی ارائه میدهد.

روایت ویتو اسکالتا: از سرباز تا گنگستر
داستان در سال 1943 آغاز میشود، زمانی که ویتو اسکالتا، سرباز ایتالیایی-آمریکایی، پس از زخمی شدن در جنگ جهانی دوم به امپایر بی بازمیگردد. ویتو، که در کودکی با فقر مهاجرت از سیسیل به آمریکا روبهرو بوده، با دوست قدیمیاش، جو باربارو، دوباره دیدار میکند. جو، که برای خانواده مافیایی فالکونه کار میکند، ویتو را به این سازمان معرفی میکند. ویتو، که از فقر و بیعدالتی خسته شده، به امید تحقق رویای آمریکایی وارد دنیای جنایت میشود.
ماموریتهای اولیه ویتو شامل سرقتهای کوچک، مانند دزدیدن جواهرات از فروشگاه گرینر در داونتاون امپایر بی، و قاچاق سیگار برای ادی اسکارپا، یکی از اعضای ارشد فالکونه، است. اما وقتی در یک سرقت بنزین دستگیر میشود، به زندان فرستاده میشود. در زندان، ویتو با لئو گالانته، مشاور ارشد فالکونه، آشنا میشود که به او مهارتهای مبارزه و بقا در دنیای جنایت را میآموزد.
پس از آزادی در سال 1951، ویتو به امپایر بی بازمیگردد و درگیر جنگ قدرت بین خانوادههای فالکونه، کلمنتی و وینچی میشود. او با جو و هنری توماسینو، دوست قدیمیاش، همکاری میکند تا جایگاهش را در فالکونه مستحکمتر کند.
شخصیتهای کلیدی و روابط
- ویتو اسکالتا (Vito Scaletta): قهرمان داستان، جوانی جاهطلب که به دنبال قدرت و ثروت است، اما در دام خیانت گرفتار میشود.
- جو باربارو (Joe Barbaro): دوست صمیمی و بیپروای ویتو، که با خلق صحنههای طنز و وفاداریاش، یکی از محبوبترین شخصیتهای سری است. دیالوگهایی مانند «ما با هم این شهر رو میسازیم، ویتو!» حس دوستی عمیقش را نشان میدهد.
- لئو گالانته (Leo Galante): مشاور خانواده فالکونه، که نقش پدری برای ویتو دارد، اما تصمیماتش به خیانت منجر میشود.
- ادی اسکارپا (Eddie Scarpa): عضو ارشد فالکونه، که رابطهای طنزآمیز اما پیچیده با جو و ویتو دارد.
- هنری توماسینو (Henry Tomasino): دوست ویتو که در قاچاق مواد مخدر نقش دارد و سرنوشتش نقطه عطفی در داستان است.
- فرانچسکا (فرانکی): خواهر ویتو، که تلاش میکند زندگی معمولی داشته باشد و تضادی با دنیای جنایی او ایجاد میکند.
- کارلو فالکونه (Carlo Falcone): رئیس خانواده، که با بیرحمی و جاهطلبی، داستان را پیش میبرد.

ماموریتهای کلیدی و پیشرفت داستان
داستان در دو بازه زمانی (1943 و 1951) روایت میشود. در بخش اول (1943)، ویتو با ماموریتهایی مانند سرقت جواهرات و قاچاق سیگار، جایگاهش را در فالکونه تثبیت میکند. یکی از ماموریتهای بهیادماندنی، دزدی از فروشگاه گرینر است، جایی که ویتو و جو با برنامهریزی دقیق، گاوصندوق را خالی میکنند، اما با ورود پلیس، فراری پرتنش را تجربه میکنند. این صحنه با موسیقی راکاندرول دهه 40 و صدای ماشینهای کلاسیک در خیابانهای برفی، چیزی کمتر از یک فیلم گنگستری ندارد.
در بخش دوم (1951)، ویتو پس از زندان درگیر ماموریتهای بزرگتری میشود. یکی از نقاط اوج، ترور آلبرتو کلمنتی، رئیس خانواده کلمنتی، در رستوران اوست. ویتو و جو با نفوذ به رستوران و استفاده از مخفیکاری، کلمنتی را در دفترش میکشند، صحنهای که با دیالوگهای تند و اکشن سریع، تنش بالایی دارد. ماموریت دیگر، سرقت از انبار اسلحه وینچی در بندر امپایر بی است، که با درگیریهای مسلحانه و فرار با قایق، یکی از هیجانانگیزترین لحظات بازی است. حس شلیک در بندر و صدای امواج، گیمپلی را زندهتر میکند.
داستان با ورود ویتو و جو به قاچاق مواد مخدر اوج میگیرد. هنری توماسینو، که واسطه معامله با خانواده چینی است، پیشنهاد میدهد با فروش هروئین، ثروت زیادی به دست آورند. اما این معامله به خیانت منجر میشود: هنری توسط چینیها کشته میشود و ویتو و جو در دام گروههای رقیب میافتند.
پایانبندی
نقطه اوج داستان زمانی است که معامله مواد مخدر با خانواده چینی به خیانت منجر میشود. هنری توماسینو توسط چینیها کشته میشود و ویتو و جو در محاصره قرار میگیرند. لئو گالانته، برای حفظ صلح با خانوادههای وینچی و چینی، ویتو را قربانی میکند و او را به نیوبوردو تبعید میکند، جایی که داستان Mafia III آغاز میشود. جو توسط افراد وینچی ربوده میشود و سرنوشتش نامعلوم باقی میماند. این پایانبندی خطی، با موسیقی غمانگیز دهه 50 و صحنه جدایی ویتو و جو در خیابانهای بارانی امپایر بی، باعث میشود فکر کنیم که رویای آمریکایی شاید چیزی جز یک رویای پوچ نیست. Mafia II تنها یک پایانبندی دارد و هیچ انتخابی برای بازیکن وجود ندارد.
Mafia II: The Betrayal of Jimmy و Jimmy’s Vendetta
The Betrayal of Jimmy داستان جیمی، مزدور حرفهای در امپایر بی، را روایت میکند. جیمی برای گروههای مختلف، از جمله فالکونه و گراوینا، ماموریتهایی مانند سرقت ماشین، انفجار انبارها و ترور انجام میدهد. برای مثال، در یکی از ماموریتها، او انبار مواد شیمیایی گراوینا را در منطقه صنعتی منفجر میکند، که با گیمپلی سریع و انفجارهای عظیم همراه است. اما وقتی کارفرمایانش به او خیانت میکنند، جیمی دستگیر میشود. در Jimmy’s Vendetta، جیمی پس از فرار از زندان، انتقام خود را از گراوینا و دیگر خیانتکاران میگیرد، با ماموریتهایی مانند ترور رئیس باند در ایستگاه قطار. این DLCها داستان مستقلی دارند و فضای امپایر بی را گسترش میدهند، بدون ارتباط مستقیم با ویتو.

Mafia II: Joe’s Adventure
Joe’s Adventure داستان جو باربارو را در بازه زمانی زندان ویتو (1946 تا 1951) روایت میکند. جو برای فالکونه ماموریتهایی مانند قاچاق اسلحه از بندر، سرقت ماشینهای لوکس و ترور اعضای وینچی انجام میدهد. او با ادی اسکارپا و مارتی، راننده جوان و بیتجربه، همکاری میکند. یکی از ماموریتهای کلیدی، حمله به پایگاه وینچی در منطقه هیلوود است، جایی که جو و مارتی با درگیریهای مسلحانه، انبار اسلحه را نابود میکنند. اما مرگ مارتی در این ماموریت، که به دلیل بیاحتیاطی رخ میدهد، لحظهای احساسی برای جو ایجاد میکند، با دیالوگهایی مانند «تو نباید اینجا میمردی، بچه». پایان DLC سرنوشت جو را نامعلوم میگذارد، که بعداً در Mafia III روشن میشود.

Mafia II: Mobile و Collector’s Edition
Mafia II: Mobile (2010) برای دستگاههای قدیمی موبایل، نسخهای سادهشده از داستان ویتو ارائه میدهد، با تمرکز روی ماموریتهای کلیدی مانند سرقت جواهرات و قاچاق سیگار. به دلیل محدودیتهای پلتفرم، عمق داستان کم است و بیشتر برای علاقهمندان جدی این مجموعه جذابیت دارد. Collector’s Edition هیچ تغییر داستانی ندارد و فقط محتوای اضافی مانند نقشه امپایر بی، موسیقی متن و آیتمهای تزئینی ارائه میکند.
Mafia II: Definitive Edition (2020)
این نسخه ریمستر داستان اصلی Mafia II را بدون هیچ تغییری حفظ کرده و بهبودهای گرافیکی مانند رزولوشن 4K و بهینهسازیهای فنی را اضافه کرده است. با وجود برخی مشکلات فنی مانند باگها و افت فریم، روایت ویتو همچنان قدرتمند و جذاب است.

داستان بازی Mafia III (2016) و نسخههای مرتبط
Mafia III، ساخته استودیوی Hangar 13 و منتشرشده برای PC، پلیاستیشن 4، ایکسباکس وان و مک، در شهر خیالی نیوبوردو (با الهام از نیواورلئان آمریکا) در سال 1968 جریان دارد. این بازی داستان لینکلن کلی، کهنهسرباز جنگ ویتنام، را روایت میکند که با انگیزه انتقام، امپراتوری مافیایی سال مارکانو را هدف قرار میدهد.

روایت لینکلن کلی: انتقام در نیوبوردو
داستان در سال 1968 آغاز میشود، زمانی که لینکلن کلی از جنگ ویتنام به نیوبوردو بازمیگردد. او به گروه جنایی سیاهپوستان به رهبری سامی رابینسون، که مانند خانوادهاش است، ملحق میشود. سامی با مشکلات مالی مواجه است و لینکلن برای کمک به او، با سال مارکانو، رئیس مافیای ایتالیایی نیوبوردو، همکاری میکند تا بانکی را سرقت کنند. سرقت با موفقیت انجام میشود، اما مارکانو به لینکلن خیانت میکند، سامی و خانوادهاش را در بارشان قتلعام میکند و لینکلن را با گلولهای در سر رها میکند.
لینکلن با کمک پدر جیمز، کشیش محلی، و جان داناوان، مأمور سابق CIA و دوستش از ویتنام، زنده میماند. او تصمیم میگیرد امپراتوری مارکانو را نابود کند و با سه متحد کلیدی همکاری میکند: کاساندرا (رهبر باند هائیتی)، توماس برک (رئیس باند ایرلندی) و ویتو اسکالتا (از Mafia II). لینکلن مناطق نیوبوردو، از جمله فرنچ وارد، داونتاون و بِییو، را یکییکی از کنترل مارکانو خارج میکند.
شخصیتهای کلیدی و روابط
- لینکلن کلی (Lincoln Clay): قهرمان داستان، کهنهسربازی با گذشته پر از درد و اندوه که انگیزهاش انتقام است. مهارتهای جنگی و وفاداریاش او را به شخصیتی پیچیده تبدیل کرده است.
- سال مارکانو (Sal Marcano): رئیس مافیای نیوبوردو، که با حیلهگری و بیرحمی، دشمن اصلی لینکلن است.
- جان داناوان (John Donovan): دوست وفادار لینکلن، که با اطلاعات و مهارتهای CIA به او کمک میکند.
- کاساندرا (Cassandra): رهبر هائیتیها، که به دنبال قدرت و محافظت از مردمش است.
- توماس برک (Thomas Burke): رئیس ایرلندیها، که سالهایی طولانی را در سایه اعتیاد به الکل و خشونت سپری کرده است و رابطهای پرتنش با لینکلن دارد.
- ویتو اسکالتا (Vito Scaletta): از Mafia II، که حالا باند خود را در نیوبوردو اداره میکند و گذشتهاش روی تصمیماتش تأثیر میگذارد.
- پدر جیمز (Father James): راهنمای معنوی لینکلن، که سعی میکند او را از مسیر انتقام دور کند.

ماموریتهای کلیدی و مسیرهای داستانی
داستان با ماموریتهای متنوع پیش میرود، از کنترل شبکه قاچاق مواد مخدر در بِییو تا درگیری با گانگسترهای ایتالیایی در داونتاون. یکی از ماموریتهای کلیدی، حمله به کازینوی مارکانو در فرنچ وارد است، جایی که لینکلن با کمک داناوان، این مکان کلیدی را نابود میکند. این صحنه همانند یک فیلم اکشن با انفجارهای عظیم و موسیقی راک دهه 60 همراه است. حس مخفیکاری در کازینو، با صدای موسیقی جاز در پسزمینه و نورپردازی تاریک، هیجان را به اوج میرساند.
انتخابهای بازیکن در مدیریت مناطق بین کاساندرا، برک و ویتو روی داستان تأثیر میگذارد. برای مثال، اگر لینکلن مناطق بیشتری به کاساندرا بدهد، برک ممکن است ناراضی شود و علیه او اقدام کند، که به درگیریهایی در ماموریتهای بعدی منجر میشود. این تصمیمات، که در جلسات تقسیم مناطق رخ میدهند، روابط بین متحدان را پیچیدهتر میکنند. ماموریت دیگر، ترور جورجی مارکانو، پسر سال، در عمارت خانوادگی است، که با مخفیکاری و درگیریهای تنبهتن، یکی از چالشبرانگیزترین لحظات بازی است. دیالوگ جورجی قبل از مرگ، «تو فکر کردی میتونی با ما دربیفتی؟»، بار دیگر به ما یادآوری میکند که با چه باند قدرتمندی طرف هستیم.
پایانبندیها
Mafia III سه پایانبندی اصلی دارد که به انتخابهای بازیکن بستگی دارد:
- ترک نیوبوردو: لینکلن پس از نابودی مارکانو، شهر را ترک میکند و زندگی جدیدی آغاز میکند. پدر جیمز روایت میکند که او هرگز برنگشت. این پایان، با کاتسین لینکلن در جادهای خلوت و موسیقی آرام دهه 60، حس آرامشبخش اما غمانگیزی منتقل میکند.
- حکومت بر شهر: لینکلن نیوبوردو را به کنترل خود درمیآورد، اما متحدانش (کاساندرا، برک یا ویتو) ممکن است علیه او شورش کنند، که به درگیریهای جدید منجر میشود. کاتسین این پایان، لینکلن را در عمارت مارکانو نشان میدهد.
- همکاری با متحدان: لینکلن با کاساندرا، برک و ویتو شریک میشود، اما تنشها بین آنها باقی میماند و آینده شهر نامعلوم است. آخرین صحنه با جلسهای پرابهام و موسیقیای پراضطراب همراه است؛ گویی اتحاد میان متحدان هر لحظه در آستانه فروپاشی قرار دارد.
Mafia III: Faster, Baby!
این DLC داستان لینکلن کلی، شخصیت اصلی Mafia III، را در شهر خیالی سینکلر پریش (Sinclair Parish)، واقع در حومه نیوبوردو، روایت میکند. لینکلن با چارلز لاوو، فعال حقوق مدنی، و دخترش راکسی لاوو همکاری میکند تا علیه کلانتر نژادپرست والتر «اسلیم» بومونت، که با گروههای جنایی محلی همکاری میکند، مبارزه کند. داستان با قتل ازکیل داندریدج، یکی از فعالان حقوق مدنی، توسط بومونت آغاز میشود. این فعالان شواهدی علیه بومونت جمعآوری کرده بودند، اما او این مدارک را میدزدد. لینکلن و راکسی مأموریت دارند این شواهد را بازپس بگیرند و عدالت را برقرار کنند. ماموریتها شامل تعقیبوگریزهای پرسرعت با ماشین، تخریب پایگاههای بومونت، نجات فعالان مدنی است. داستان بر مسائل نژادی دهه 60 آمریکا تمرکز دارد و با دیالوگهایی مانند «اینجا عدالت فقط برای سفیدپوستهاست» فضای تبعیضآمیز سینکلر پریش را بهخوبی نشان میدهد. در پایان، لینکلن و راکسی موفق میشوند بومونت را دستگیر کنند و او را به چارلز تحویل دهند تا عدالت دربارهاش اجرا شود. DLC همچنین ماموریت جانبی «هربالیسم» را معرفی میکند که در آن لینکلن با MJ، یک کهنهسرباز و تولیدکننده ماریجوانا، همکاری میکند تا تجارت مواد مخدر را گسترش دهد و درآمد اضافی کسب کند.

Mafia III: Stones Unturned
این DLC روی جان داناوان متمرکز است که با دشمن قدیمیاش، کانر آلدریج، درگیر میشود. آلدریج قصد دارد تسلیحات نظامی را در نیوبوردو بفروشد. لینکلن به داناوان کمک میکند تا در ماموریتهای اکشنمحور، مانند حمله به پایگاه نظامی در بِییو و تعقیب آلدریج با هلیکوپتر، او را متوقف کند. داستان گذشته داناوان در CIA را روشن میکند و رابطهاش با لینکلن را عمیقتر میکند.
Mafia III: Sign of the Times
لینکلن در این DLC با فرقه Ensanglante، که آیینهای خشونتآمیز و قربانی کردن انسانها را انجام میدهد، مبارزه میکند. ماموریتها شامل نفوذ به پایگاه فرقه در عمارت متروکه و نجات قربانیان است. داستان با مرور گذشته لینکلن، از خاطرات تلخش در ویتنام تا روزهای سخت یتیمخانه، لایههای احساسی تازهای به شخصیت او میدهد. پایانبندی، که لینکلن با کمک آنا، یکی از قربانیان فرقه، با گذشتهاش کنار میآید، با دیالوگهایی مانند «من نمیتونم گذشته رو پاک کنم، ولی میتونم آینده رو بسازم»، یکی از قویترین لحظات سری است.

Mafia III: Rivals و Collector’s Edition
Mafia III: Rivals (2016) برای iOS و Android یک بازی موبایلی ساده است که داستان مستقلی ندارد و روی گیمپلی رقابتی تمرکز دارد. Collector’s Edition محتوای اضافی مانند موسیقی متن و آیتمهای تزئینی ارائه میدهد، اما داستان اصلی را تغییر نمیدهد.
Mafia III: Definitive Edition (2020)
این نسخه شامل بازی اصلی و تمام DLCها با بهبودهای فنی مانند رزولوشن بالاتر و بهینهسازی نورپردازی است. داستان بدون تغییر باقی مانده، اما انتخابهای بازیکن در پایانبندی همچنان تأثیرگذار است.
داستان بازی Mafia: Definitive Edition (2020)
Mafia: Definitive Edition، بازسازی Mafia (2002) توسط Hangar 13، داستان تامی آنجلو را با گرافیک مدرن و تغییرات جزئی در روایت و گیمپلی بازگو میکند.
بازسازی داستان تامی آنجلو
داستان مشابه نسخه اصلی است: تامی در سال 1930 بهطور اتفاقی به خانواده سالیری میپیوندد و از راننده تاکسی به گنگستر تبدیل میشود. بازی در سال 1938 با گفتوگوی تامی و کارآگاه نورمن آغاز میشود، جایی که او داستان زندگیاش را بازگو میکند. ماموریتهای کلیدی مانند مسابقه اتومبیلرانی، تخریب بار موریلو و انفجار کشتی تفریحی حفظ شدهاند، اما دیالوگها بازنویسی شدهاند تا طبیعیتر و احساسیتر باشند.
رابطه تامی و سارا عمیقتر شده و صحنههای عاشقانه آنها، مانند ملاقات در بار لوئیجی و ازدواجشان، با جزئیات بیشتری نمایش داده میشود. برای مثال، صحنهای که تامی به سارا پیشنهاد ازدواج میدهد، با موسیقی جاز آرام و نورپردازی گرم، فضایی عاشقانه و صمیمی میآفریند. شخصیتهای فرعی مانند فرانک، پائولی و سم با انیمیشنهای صورت و دیالوگهای جدید، زندهتر شدهاند. صحنهای که تامی فرانک را آزاد میکند، با دیالوگهایی مانند «تو باید با بچههات باشی، نه اینجا»، تأثیر احساسی بیشتری دارد.

تغییرات داستانی و گیمپلی
تغییرات شامل اضافه شدن ماموریتهای فرعی (مانند جمعآوری آیتمهای مخفی مانند کارتهای سیگار)، استفاده از موتورسیکلت برای تنوع در رانندگی، و بهبود موسیقی و صداپیشگی است. مسابقه اتومبیلرانی بازطراحی شده و چالشبرانگیزتر است، با فیزیک رانندگی واقعگرایانهتر. پایانبندی تراژیک تامی (قتل توسط ویتو و جو) بدون تغییر باقی مانده، اما با گرافیک Unreal Engine 4 و کاتسینهای سینمایی، حس قویتری منتقل میکند.
پایانبندی
پایانبندی Mafia: Definitive Edition مشابه نسخه 2002 است و خطی باقی مانده. تامی پس از لو دادن سالیری، تحت برنامه حفاظت از شاهدان قرار میگیرد و زندگی جدیدی آغاز میکند، اما در سال 1938 توسط ویتو و جو کشته میشود.
داستان بازی Mafia: The Old Country (2025)
Mafia: The Old Country، ساخته Hangar 13 و منتشرشده برای پلیاستیشن 5، ایکسباکس سری ایکس/اس و PC، بازیکنان را به شهر خیالی سن سلسته در سیسیل 1900 میبرد، جایی که خانواده مافیایی توریسی حکمرانی میکند. این بازی بهعنوان پیشدرآمد سری، داستان انزو فاوارا را روایت میکند.

روایت انزو فاوارا
داستان در سال 1904 آغاز میشود، زمانی که انزو فاوارا، کارگر جوان معدن گوگرد (کاروسو)، در شرایطی بردگیمانند در معادن سیسیل کار میکند. او همراه دوستش، گائتانو، رویای فرار به آمریکا را در سر دارد. اما وقتی گائتانو در اثر ریزش معدن ناشی از نشت گاز کشته میشود، انزو در درگیری با دامیانو باستونی (ملقب به ایل مرلو)، نگهبان معدن، او را زخمی کرده و موفق به فرار میشود. در حین فرار، انزو بهطور اتفاقی وارد قلمرو دون برناردو توریسی، رئیس خانواده مافیایی توریسی، میشود. ایل مرلو، که از درگیری با توریسی هراس دارد (به دلیل آتشبس با دون اسپادارو، صاحب معدن)، عقبنشینی میکند.
انزو توسط لوکا تراپانی، معاون توریسی، به خانواده معرفی میشود و بهتدریج مورد اعتماد دون برناردو قرار میگیرد. او بهعنوان عضوی جدید، وارد دنیای مافیای سیسیل میشود و در عین حال رابطهای مخفیانه با ایزابلا، دختر توریسی، آغاز میکند. انزو همچنین با چزاره، برادرزاده جاهطلب برناردو، و تینو روسو، مشاور خانواده، آشنا میشود. داستان با ماموریتهای خطرناک، خیانتهای داخلی و عشق ممنوعه پیش میرود.
شخصیتهای کلیدی و روابط
- انزو فاوارا (Enzo Favara): قهرمان داستان، جوانی با زندگی سخت که از بردگی در معادن به دنبال زندگی بهتر است. تضاد بین آرزوهایش و وفاداری به توریسی، او را به شخصیتی پیچیده تبدیل کرده است.
- دون برناردو توریسی (Don Torrisi): رئیس مقتدر و کاریزماتیک خانواده، که با محبت پدرانه انزو را هدایت میکند، اما بیرحمیاش در برابر خیانت آشکار است.
- ایزابلا توریسی (Isabella Torrisi): دختر برناردو، که رابطه عاشقانهاش با انزو تنشهای داستانی ایجاد میکند. او رویای فرار به امپایر بی در آمریکا را دارد و دیالوگهایی مانند «اینجا برامون هیچی نداره، انزو» میل او به رهایی از گذشته و یافتن آیندهای تازه را نشان میدهد.
- لوکا تراپانی (Luca Trapani): معاون توریسی، که نقش برادر بزرگتر برای انزو دارد و او را در ماموریتها راهنمایی میکند.
- چزاره (Cesare Massaro): برادرزاده جاهطلب برناردو، که حسادت به صعود انزو، او را به دشمن بالقوه تبدیل میکند.
- تینو روسو (Tino Russo): مشاور خانواده، که وفاداریاش به توریسی با منافع شخصیاش در تضاد است.
- دون اسپادارو (Don Ruggero Spadaro): صاحب معادن گوگرد و دشمن توریسی، که با بارون فونتانلا همکاری میکند.
- بارون رافائل فونتانلا (Raffaele Fontanella): حامی مالی توریسی، که بعداً به او خیانت میکند.

ماموریتهای کلیدی و مسیرهای داستانی
داستان در سه بخش اصلی پیش میرود: صعود انزو در خانواده توریسی، درگیری با دشمنان خارجی (اسپادارو و فونتانلا) و خیانتهای داخلی. در بخش اول، انزو با ماموریتهای ساده مانند جمعآوری حقالحساب از روستاهای اطراف سن سلسته و محافظت از قاچاق اسلحه در بندر شروع میکند. یکی از ماموریتهای اولیه، نجات ایزابلا و جنارو (پسر بارون فونتانلا) از دست راهزنان است، که انزو با مخفیکاری و درگیری تنبهتن، مغز متفکر این آدمربایی را میکشد. این ماموریت، که در تاکستانهای سیسیل رخ میدهد، با موسیقی سنتی سیسیلی و نور ملایم غروب، حالوهوای خاصی پیدا میکند. حس دویدن در تاکستانها و صدای باد، گیمپلی را زندهتر میکند.
در بخش دوم، رقابت با دون اسپادارو و بارون فونتانلا اوج میگیرد. انزو با دون گالانته، یکی از متحدان توریسی، همکاری میکند تا عملیات پولشویی اسپادارو را در بندر سن سلسته مختل کند. این ماموریت شامل نفوذ به انبار اسپادارو و انفجار محمولههای پول است، با صحنههایی پر از تیراندازی و فرار در بندر. در ماموریت دیگری، ایل مرلو به عمارت توریسی حمله میکند، اما انزو او را در دوئلی تنبهتن با چاقو میکشد. این صحنه، با گیمپلی مبتنی بر چاقو و فضای بارانی، یکی از هیجانانگیزترین لحظات بازی است. دیالوگ ایل مرلو قبل از مرگ، «تو فکر کردی میتونی از این باتلاق دربیای؟»، جملهای است که سرنوشت محتوم و بیراهفرار انزو را به رخش میکشد.
بخش سوم با خیانت بارون فونتانلا آغاز میشود، که با اسپادارو متحد شده تا توریسی را سرنگون کند. در یک درگیری بزرگ در ویلای فونتانلا، لوکا و دون گالانته کشته میشوند. برناردو، که از این خیانت جان سالم به در برده، به انزو دستور میدهد فونتانلا و اسپادارو را بکشد. انزو در ماموریتی پرتنش، به عمارت اسپادارو نفوذ میکند و او را در دفترش ترور میکند، سپس فونتانلا را در کلیسای سن سلسته میکشد. این صحنه، با موسیقی ارکسترال و نورپردازی تاریک کلیسا، به نقطه اوج تراژیک داستان بدل میشود.
داستان Mafia: The Old Country دو مسیر داستانی اصلی دارد که به انتخابهای بازیکن در اواخر بازی بستگی دارد:
- مسیر وفاداری به توریسی: انزو تصمیم میگیرد به برناردو وفادار بماند و رابطهاش با ایزابلا را مخفی نگه دارد. او ماموریتهای بیشتری برای توریسی انجام میدهد، مانند محافظت از محمولههای اسلحه در برابر حملات راهزنان یا ترور عوامل نفوذی اسپادارو در سن سلسته. این مسیر بر وفاداری به خانواده و پذیرش نقش انزو بهعنوان گنگستر تمرکز دارد، اما تنش با چزاره همچنان افزایش مییابد.
- مسیر فرار با ایزابلا: انزو تصمیم میگیرد با ایزابلا، که از او باردار است، به امپایر بی فرار کند. این مسیر شامل ماموریتهای مخفیکاری برای جمعآوری پول و منابع برای فرار است، مانند سرقت از خزانه اسپادارو یا مذاکره با قاچاقچیان در بندر. این انتخاب خطر لو رفتن رابطه انزو و ایزابلا را افزایش میدهد و تنش با تینو و چزاره را تشدید میکند.
پایانبندیها
Mafia: The Old Country دو پایانبندی اصلی دارد که به انتخاب بازیکن در مسیر داستانی بستگی دارد:
- پایانبندی وفاداری به توریسی: انزو به برناردو وفادار میماند و ماموریتهایش را ادامه میدهد. اما رابطهاش با ایزابلا لو میرود و برناردو، خشمگین از این خیانت، او را در عمارت توریسی محاکمه میکند. در این پایان، چزاره به دستور برناردو با انزو در دوئلی با چاقو روبهرو میشود، که در جریان فوران آتشفشان اتنا رخ میدهد. انزو چزاره را شکست میدهد، اما از کشتن او صرفنظر میکند و به او میگوید: «برای خودت زندگی کن، نه برای دون.» برناردو، که از تصمیم انزو برای آزاد کردن چزاره خشمگین است، او را به لاست هون تبعید میکند. ایزابلا مجبور به ازدواج با جنارو، بارون جدید فونتانلا، میشود. کاتسین پایانی انزو را در کشتی به سمت لاست هون نشان میدهد، با مونولوگ: «من همهچیزمو دادم، ولی چیزی جز خاکستر نگرفتم.» این پایان حس قربانی شدن برای خانواده را منتقل میکند و اشارهای ظریف به ریشههای احتمالی خانواده سالیری دارد.
- پایانبندی فرار با ایزابلا: انزو تصمیم میگیرد با ایزابلا فرار کند، اما توسط تینو روسو و افرادش دستگیر میشود. او از ایزابلا جدا شده و به نزد برناردو برده میشود. برناردو، که از رابطه انزو و ایزابلا خشمگین است، اعلام میکند ایزابلا با جنارو ازدواج خواهد کرد و به چزاره دستور میدهد انزو را بکشد. در این لحظه، آتشفشان اتنا فوران میکند. انزو از فرصت استفاده میکند و چزاره را از پنجره به بیرون پرت میکند. آنها در دامنه تپه درگیر دوئلی تلخ با چاقو میشوند. چزاره حسادت و خشم خود را فریاد میزند: «تو همهچیزو ازم گرفتی!» انزو پیروز میشود، اما از کشتن چزاره صرفنظر میکند و میگوید: «برو، چزاره. این زندگی مال تو نیست.» درحالیکه فوران اتنا ادامه دارد، انزو از میان افراد توریسی و معادن گوگرد میگذرد تا به ایزابلا برسد. در عمارت توریسی، که در حال سوختن است، انزو با برناردو روبهرو میشود. در دوئلی نهایی با چاقو، که در میان دود و آتش رخ میدهد، انزو برناردو را شکست میدهد و میکشد. اما در لحظهای غافلگیرکننده، چزاره بازمیگردد، به انزو نزدیک میشود و با ظاهری دوستانه او را در آغوش میکشد، اما سپس با چاقو به او ضربه میزند. انزو، که به شدت زخمی شده، در معادن گوگرد خونریزی میکند و میمیرد، با دیالوگ نهایی: «ایزابلا... برو... تو آزادی.» در همین زمان، ایزابلا از عمارت فرار میکند و با مخفی شدن از نگهبانان میگذرد. او با تینو روسو روبهرو میشود و در درگیری، او را با شلیک گلوله میکشد. چزاره، که شاهد این صحنه است، بهجای متوقف کردن ایزابلا، نامهای از انزو به او میدهد و اجازه میدهد فرار کند. در پایان، ایزابلا در کشتی به سمت امپایر بی، نامه انزو را میخواند که در آن نوشته: «من نمیتونستم گذشتهام رو تغییر بدم، اما به تو کمک کردم تا ازش بالاتر بری.» با نمای امپایر بی در افق و موسیقی سنتی سیسیلی، بازی به پایان میرسد. پایانی پر از اندوه، اما با روزنهای از امید به فردا.

ارتباطات با سری
اگرچه داستان Mafia: The Old Country مستقل است، اشارههایی به سری اصلی دارد. حضور دون گالانته جوان، که بعداً مشاور خانواده وینچی در Mafia II میشود، نشاندهنده ریشههای او در سیسیل است. همچنین، فرانک وینچی، که در این بازی نقش کوچکی دارد، در Mafia II به رئیس خانواده وینچی تبدیل میشود. جوزپه پالمینتری، فروشنده اسلحه در سن سلسته، بعداً در Mafia II به جو باربارو کمک میکند تا ویتو را از خدمت سربازی آزاد کند. فرار ایزابلا به امپایر بی و بارداریاش، گمانهزنیهایی درباره ارتباط احتمالی با انزو کونتی در Mafia III ایجاد کرده، اما اختلاف زمانی (1907 تا 1968) این نظریه را ضعیف میکند. نامههای مخفی در بازی، که درباره مهاجرت به لاست هون صحبت میکنند، اشارهای ظریف به ریشههای احتمالی خانواده سالیری دارند.
ارتباطات داستانی بین نسخههای سری مافیا
سری Mafia با روایتهای مستقل، پیوندهای ظریفی بین نسخهها ایجاد کرده است:
- تامی و ویتو: در پایان Mafia (2002) و Definitive Edition، تامی توسط دو قاتل در حیاط خانهاش کشته میشود. در Mafia II، ماموریت «اتاقی در بالا» نشان میدهد که این قاتلان ویتو اسکالتا و جو باربارو بودند، که به دستور لئو گالانته و خانواده وینچی عمل کردند. این لحظه، که از زاویه دید ویتو در ماشین نمایش داده میشود، چرخه جنایت را نشان میدهد: تامی، که خود سالیری را لو داد، قربانی همان خیانتی شد که مرتکب شده بود.
- ویتو و لینکلن: پس از تبعید ویتو از امپایر بی در پایان Mafia II، او در Mafia III بهعنوان یکی از متحدان لینکلن در نیوبوردو ظاهر میشود. ویتو حالا رئیس باند کوچکی است و گذشتهاش در فالکونه روی رفتارش تأثیر گذاشته. در ماموریتهای Mafia III، ویتو درباره سرنوشت نامعلوم جو صحبت میکند و اگر لینکلن به او مناطق بیشتری بدهد، وفادارش میماند؛ در غیر این صورت، ممکن است علیه لینکلن اقدام کند. این رابطه، که با دیالوگهایی مانند «من یه روزی مثل تو بودم، لینکلن»، همراه است، پیوندی احساسی بین دو نسخه ایجاد میکند.
- جو باربارو: در پایان Mafia II، جو توسط افراد وینچی ربوده میشود و سرنوشتش نامعلوم میماند. در Mafia III، در ماموریت فرعی «دوست قدیمی»، لینکلن با فردی روبهرو میشود که گمان میرود جو باشد، اما هویتش تأیید نمیشود. آیتمهای مخفی مانند عکس جو در دفتر مارکانو و دیالوگهای داناوان اشاره میکنند که جو ممکن است برای مارکانو کار کرده باشد، اما پایانبندی مبهم است و بازیکن باید خودش نتیجهگیری کند.
- انزو و سالیری: Mafia: The Old Country بهعنوان پیشدرآمد، به ریشههای احتمالی خانواده سالیری اشاره دارد. نامههای مخفی در بازی، که درباره مهاجرت به لاست هون صحبت میکنند، و حضور گالانته، وینچی و پالمینتری، پیوندهای تاریخی با Mafia II ایجاد میکند. فرار ایزابلا به امپایر بی ممکن است به داستانهای بعدی مرتبط باشد، اگرچه این موضوع باز باقی مانده است.

سوالات متداول (FAQ)
داستان Mafia (2002) درباره چیست؟
داستان تامی آنجلو، راننده تاکسی که به خانواده سالیری میپیوندد و با خیانت، قتل و تراژدی در لاست هون دهه 1930 مواجه میشود.
تفاوت داستان Mafia: Definitive Edition با نسخه 2002 چیست؟
Definitive Edition داستان تامی را با دیالوگهای بازنویسیشده، شخصیتپردازی عمیقتر، ماموریتهای فرعی و گرافیک مدرن بازگو میکند.
داستان Mafia II درباره چیست؟
ویتو اسکالتا، مهاجر ایتالیایی، در امپایر بی به دنبال قدرت در خانواده فالکونه است، اما با خیانت و تبعید به نیوبوردو مواجه میشود.
DLCهای Mafia II چه داستانهایی دارند؟
The Betrayal of Jimmy و Jimmy’s Vendetta داستان انتقام جیمی، مزدور امپایر بی، را روایت میکنند. Joe’s Adventure ماجراهای جو باربارو را در غیاب ویتو پوشش میدهد.
داستان Mafia III چیست؟
لینکلن کلی، کهنهسرباز ویتنام، پس از خیانت سال مارکانو، امپراتوری او را در نیوبوردو نابود میکند.
DLCهای Mafia III چه محتوایی دارند؟
Faster, Baby! روی مسائل نژادی، Stones Unturned روی اکشن با محوریت داناوان، و Sign of the Times روی مبارزه با فرقه Ensanglante تمرکز دارند.
داستان Mafia: The Old Country چیست؟
انزو فاوارا در سیسیل 1900 به خانواده توریسی میپیوندد، با عشق ممنوعه و خیانت مواجه میشود و در دو پایانبندی یا تبعید میشود یا جان خود را از دست میدهد.
پایانبندیهای Mafia III چگونهاند؟
لینکلن میتواند نیوبوردو را ترک کند، بر شهر حکومت کند یا با متحدانش شریک شود، که هر کدام نتیجه متفاوتی در پی خواهند داشت.
پایانبندیهای Mafia: The Old Country چیست؟
انزو یا به توریسی وفادار میماند و تبعید میشود، یا با ایزابلا فرار میکند، اما توسط چزاره کشته میشود و ایزابلا به امپایر بی میرسد.
ارتباطات بین داستانهای سری مافیا چگونهاند؟
قتل تامی توسط ویتو و جو، حضور ویتو در Mafia III، سرنوشت مبهم جو، و اشارههای The Old Country به ریشههای سالیری، پیوندهای کلیدی بین نسخهها هستند.
پست های بیشتر
داستان بازی Assassin’s Creed Shadows؛ سرگذشت نائوئه و یاسوکه
2 مرداد 14040داستانpcplaystationxboxداستان دنیای League of Legends: تحلیل شخصیتها و لور بازی
13 تیر 14040داستانpcداستان بازی Undertale و تمام پایانبندیهای آن
17 خرداد 14040داستانpcplaystationxboxnintendoداستان کامل بازی The Witcher 3: Wild Hunt؛ تمام پایانبندیها
24 اردیبهشت 14040داستانpcplaystationxbox